تبليغاتX
بخواب فروردین

 

سبزیم که از نسل بهاران هستیم...

و  غزلی تازه:

این مرده از هوای تو دم می زند هنوز

با زنده های شهر قدم می زند هنوز

تقدیر خسته ایست که او را پرنده ای

در انزوای لانه رقم می زند هنوز

همزاد ماهیانم و قلاب در دهان

دارد میان سینه، دلم می زند هنوز

هر شب صدای در زندنی می رسد به گوش

شادیست این، که طعنه به غم می زند هنوز

راهی به جز امید به دست شفا نداشت

 دیوانه ای که سر به حرم  می زند هنوز

ای روزگار! پنجه ی خونین عادلان

بر سینه ی تو زخم ستم می زند هنوز

دنیا سکوت ممتد درد است و گاه گاه

آنرا صدای گریه به هم می زند هنوز

 □

انگشت روی شیشه کشید و تورا نوشت

ابری که زیر چتر قدم می زند هنوز!

 

خبر:

مجموعه داستان نویسنده توانای کرمانی ،دوست عزیزم سعید کوشش با عنوان

"مرگ خدایان موازی" وارد بازار کتاب شد.این اثر توسط نشر داستانسرا منتشر

شده و در بردارنده ی ۱۷ داستان کوتاه است. چشم به راه آثار دیگر او هستیم.

+ نوشته شده در 88/03/27ساعت 12:40 توسط حامد حسین خانی |

 

 

...ای ظهور ناب اسم الله بر روی زمین

زندگانی تو تفسیر مسلمانی شدست

ای که در پیشانی ات مهتاب جولان می گرفت

علم در سر نمازت قوس قرآنی شدست...

 

خدای را هزاران شکر که چند باری عارف بزرگ حضرت آیت الله العظمی

 بهجت را زیارت کردم. بی ترید ایشان نمونه ی روشنی از انسان کامل

بودند و افسوس که دیگر سحرگاهان این دنیا شاهد مناجات و اشک و

سجده های طولانی شان نیست.

زادنش به دیر خواهد انجامید،

                    خود اگر زاده تواند شد...

 

به زودی باغزل و غیر غزل هستم.

 

+ نوشته شده در 88/03/05ساعت 18:41 توسط حامد حسین خانی |