حالی مثال آهو، در دامگاه دارم
"مغرور چون پلنگان چشمی به راه دارم"*
آهوپلنگ تنها، انسان ناگزیرم
در ساقه های تردم، خون گیاه دارم
تردید بین بودن، یا سیب را سرودن
از این گناه تا کی، خود رانگاه دارم؟
□
من یک شب بلندم، در کوچه های کوتاه
در کوله پشتی خود، فانوس ماه دارم
من دفتری سپیدم، کز روزگار پیشین
در برگ سرنوشتم، شعری سیاه دارم
□
ای آینه! نپرس از تصویرهای تازه!
در پاسخ سوالت، تکرار آه دارم
هرصبح رو به دریا، می پرسم از خودم باز
آیا به شهر خورشید، امروز راه دارم؟
□
آهوی نیمه ی من، با نیم دیگرم گفت:
آه ای پلنگ! بگذر ازمن،گناه دارم
*مصراعی از غزل دوست شاعرم مازیاز نیستانی، که سبب ارتکاب این غزل شد.