4 خبر
1- مجموعه شعر تازه ام با نام "از این بهشت موازی" توسط نشر تکا
منتشر شد. این کتاب 220 صفحه و در بردارنده ی گزیده ای از سه
مجموعه ی پیشین، همراه با سروده های تازه ام از سال 85 به بعد است.
البته کتاب، تهران است و هنوز به دستم نرسیده است. از جناب دکتر قزوه
بسیار سپاسگزارم.
2- کتاب " جستاری در غزل تاثیر گزار امروز" که پایان نامه ی درسی
منست، به لطف دوست و شاعر عزیز مهدی پرویز، تحویل انتشارات
علمی فرهنگی شد. اینکه چاپ و انتشارش چقدر زمان می برد، درست
نمی دانم.
3- چندی پیش به دعوت و لطف برگزارکنندگان کنگره ی وزین و مردمی
میلاد آفتاب، به ویژه سعید بیابانکی عزیز در این کنگره ی سه روزه
حضور و شعر خوانی داشتم. نکته ی جالب و شایسته ی ستایش،
استقبال بی نظیر مردم و ادب دوستان اصفهان و خمینی شهر از این
کنگره و حضور شاعران توانای پیش کسوت و جوان کشور در این برنامه
غیر دولتی است که هر سال اتفاق می افتد.
4- اخیرا در راستای حمایت از هنرمندان و شاعران (که من نیستم)
مدیر کل محترم فرهنگ و ارشاد کرمان از من (که کارمند این اداره
کل نیز هستم) به دادگاه شکایت کردند. شاید نیازی به بیان جزییات
نباشد. به هر حال به خاطراین همه محبت، حمایت و نگاه فرهنگی
از ایشان بسیار سپاسگزارم.
در پایان از آنجا که عید بزرگ نیمه ی شعبان را پشت سر گذاشتیم
غزلی پیشکش به آستان او که خواهد آمد:
بهار از پشت چشمان تو ظاهر می شود روزی
زمین با ماه تابانت مجاور می شود روزی
صدایت می رسد از پشت پرچین ها و دالانها
سکوت راه، در گامت مسافر می شود روزی
به جز رنگین کمان در شهر، دیواری نمی ماند
خدا در کوچه های شهر عابر می شود روزی
بیابانها به گرد کوهها چون تاک می پیچند
زمین، سرمست از این رقص مناظر می شود روزی
تمام برکه ها را خوی دریا می دهی ای ماه
درخت از شوق تو مرغ مهاجر می شود
ترنج آفرینش، قصری از آیینه خواهد شد
حریر نور و گل فرش معابر می شود روزی
بتان بر شانه ی محراب و منبر سایه افکندند
تو می آیی،خدا سهم منابر می شود روزی
چه باک از طعنه ی ناباوران؟ ما خوب می دانیم
که شب می میرد و خورشید ظاهر می شود روزی
سمند نور زلف تیرگیها را برآشوبد
به فرمانی که از چشم تو صادر می شود روزی
تو باقی مانده ی حقی، به زیتون و زمان سوگند
تمام عصرها با تو معاصر می شود روزی
در و دیوار دیوان غزلهای تو خواهد شد
و حتی سنگ با نام تو شاعر می شود روزی